الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

128

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

براى مخلوقاتش به آفرينشش » . پس مفاد اين مىشود كه تجلّى و ظهور خدا براى هر چيزى به خلق آن چيز و خلق اشياءِ ديگر است و بنابراين مظهر خدا براى خلق خدا ، همان فعل خداست . امّا اگر خلق دوم نيز به معنى اسم مصدرى و مخلوقات باشد ، ظهور خدا براى مخلوقاتش ، به مخلوقاتش كه اثر فعل اوست ، خواهد بود . همچنين جملهء « الحَمدُ لِلَّهِ الدّالِّ عَلى وُجودِه بِخَلقِه » در خطبهء 152 محتمل است اشاره به اين معنى باشد كه خدا با فعل و كار خودش كه خلق و آفرينش است ، دلالت‌كننده بر وجود خويش است ، و به دقّت معلوم مىشود كه فرق است بين اينكه گفته شود خدا دلالت‌كنندهء بر وجود خود ، به « مخلوق » خويش است يا اينكه بگوييم دلالت‌كنندهء بر وجود خود ، به « خلق » خويش است ، كه در اينجا نظر فقط به فعل خداست و به مخلوق و چيز ديگر نظر نيست ، اگرچه هر دو جمله صحيح است و خلق و مخلوق هر دو دلالت بر وجود او دارند ؛ چون خلق ، فعل اوست و مخلوق هم به يك نظر اثر فعل او ، و به نظر ديگر خود فعل است . امّا اين وجه كه مراد از خلق ، فعل باشد وجيه‌تر است زيرا در اثبات و دلالت غير از فعل مدلولٌ عليه ، واسطه‌اى واقع نشده است . تقرير دوم : عالم ، با تمام اجزاء و هر جزء و كلّى در آن ، مخلوق است و هر مخلوقى نيازمند به خالقى تواناست ، امّا اينكه هر مخلوقى نيازمند به خالق است ، بديهى و مسلّم مىباشد ، چنان كه مخلوق بودن عالم و اجزاءِ آن نيز بديهى است و شك در آن مثل شك در نوشته بودن كتاب و نوشته ، و مصنوع بودن صنايعِ مختلف است ؛ و نيز اگر مخلوق نباشد ، لازم مىشود